شونين بيست و دو سال بعد، به وجود آورد. ميان اين دو مذهب از يك سو، و دو مذهبي كه در عصر قبلي‌، تأسيس شد از سوي ديگر، تعادل جالبي وجود دارد. جي ـ شو مانند شين ـ شو عميقاً آميدايي بود؛ و هر دو آيين رستگاري از راه دين بودند. برعكس‌، نيچرن ـ شو مانند ذن ـ شو مخالف سرسخت آميدايي بود، هرچند به طرزي كاملاً مغاير. اين مذهب با غير مترقي بودن‌ و عدم تساهل در ميان همه‌ٴ مذاهب مشخص مي‌شود؛ ولي علي‌ٰرغم آن (و شايد به‌خاطر آن‌) هواداران زيادي يافته است‌. اين تحول موازي‌، تداوم نيرومند نيازهاي مختلف روح و رشد نسبي‌ ذهن مردم ژاپن را نشان مي‌دهد. مقارن اين زمان‌، ژاپن دست كم خود را از برخي جهات از مادر رضاعي خويش‌، چين‌، جدا كرده بود.

خلاصه‌

موضوع مهم تجليل مسيحيت رومي بود كه به صورت تعدادي كليساهاي جامع باشكوه‌، موفقيت فراوان سال قران‌، و نزد مردم تحصيل كرده به صورت مساعي حكماي الهي بزرگ‌ جلوه‌گر شد. ولي اينها فقط يكي از جنبه‌هاي واقعيت بود، يعني جنبه‌ٴ روشن آن‌؛ جنبه‌ٴ تاريكي‌ هم وجود داشت كه بسيار تيره بود، چندان كه همه‌ٴ اين زينت‌هاي مادي و معنوي قادر به زدودن‌ آن نبود. يوآكيميان و تازيانه‌زنان به صورتي صريح و غم‌انگيز آشوب عميق روحي مسيحيت‌ غربي را بيان كردند.
تبليغات ضداسلامي و ضديهودي شدت يافت و فراتر رفت‌. يهوديان در 1290، از انگلستان‌ و در 1306، از فرانسه رانده شدند.
با رواج موهومات آيين هندو در هند، و ترويج آيين لاما در چين به وسيله‌ٴ مغول‌، تمدن اين‌ دو كشور دستخوش فساد شد.
در اين اثنا، دين بودا در ژاپن رونق يافت و بيش از پيش منشعب شد، و رشد بعدي آن بلوغ‌ روحي مردم ژاپن و رهايي تدريجي آنان را از سلطه‌ٴ چين ثابت كرد.

ج‌. مترجمان‌

1. از يوناني به لاتيني‌. اينك‌، بهتر است گزارش خود را درباره‌ٴ مترجمان با هلنيست‌هاي مسيحي‌ آغاز كنيم‌، چون فعاليت آنان نشانه‌ٴ دوران تازه‌اي است‌. در عصر گذشته‌، تنها توانستيم به يك‌ ترجمه‌ٴ مهم يوناني اشاره كنيم كه ترجمه‌ٴ اخلاق نيكوماخوسي از معلم بزرگ فرانسيسي آكسفورد رابرت گروستست (حدود 1241)، بود. اينك‌، وضع كاملاً فرق مي‌كند، زيرا سرانجام‌، دريچه‌ها گشوده شده و معارف يوناني توانسته بود مستقيماً در مجراهاي لاتيني جاري شود. اين تحول‌ بيشتر مرهون يك نفر بود و او ويلهلم موربكي نام داشت‌.